از جایی که هستم تا جایی که میخوام برم با پرانتزهای اجتناب ناپذیر
ببخشید اسمش خودش به خودی خودش طولانی و اندازه یه متن شد،
نکته تستی:برای راحت تر خواندن مطلب فوق العادۀ پیش رو میتوانید و یکبار با پرانتز ها و یکبار بدون پرانتزها بخوانید._از قسمتهای داخل پرانتز هم سوال میاد بعدا نگی نگفتی_
و اما
خاطره فوق العادۀ من:
چند روز پیش از میدون آزادی (همون میدونی که یه برج بزرگ داره و سمبل یه چیزی که همه دنبالشیم مخصوصا از نوع بیانش و اصلا وجود نداره و... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره)به مقصد سه راه تهرانپارس، سوارBRT(همون اتوبوسهای تندرویی که ... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) شدم، نزدیکای میدون انقلاب(همون کاری که یه عده از چپ و راست آمدن و انجام دادن و منجر به یه چیزایی شد و... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) بودم که موبایل (همون تلفن همراه، فرقی نمیکنه همراه اول، دوم،هفتم،یازدهم،
"!!!بیست و دوم"!!!به هر حال ترکیب همش میشه چیزی در دست و کنترل سپاه و... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) یه آقایی (همون آغا!!!!! نهههههه! از همین آقا ها،اون "آغ ا" که قاطی مردم کف خیابون نمیشه، دستورای کلی میده و بلاهای کلی میاره و... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) زنگ خورد گوشی رو برداشت و گفت آره الان سه راه تهران پارسم!!!!!!خیالت راحت رسیدم!نه اینکه من به صحبت هاش گوش کنما اون آقاهه انقدر داد میزد که اگر نمیشنیدی باید به یه متخصص(همون چیزی که الان خیلی زیاده و همه در همه حوزه ها هستن و آخر آخراش هم "چیتوزه" و... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) گوش (همون چیزی که اون بالایی ها اصلا برای شنیدن حرف حق و درست ندارن و... ،روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) مراجعه میکردی!و میگفتی آقای دکتر(همون دکتر! نهههههه!!!همین دکترا اون دکتر که لازم نیست بهش مراجعه کنی خودش هی هی همه جا میره و همشم توی TV ضرغام جونه و... روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) چرا حال گوش من چین(همون چین چنین، نه اون چینی که توی راهپیمایی ها همه میگن دوستش داریم! و کلا کالاهش کیفیت خوبی دارن یه بار مصرفن و... روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره ) و چون است.
خلاصه فکر کردم (همون کاری که اصلا انجام نمیدم و فقط گاهی وقتها اداش رو در میارم و... روم به دیوار وارد جزئیات نشم بهتره) چند بار؟چندین بار؟چند صد بار؟چند هزار بار؟...
هنوز به مقصد نرسیده و توی مسیر فکر کردم یا به دیگران گفتم که به مقصد رسیدم؟
چند بار برای اینکه دیگران نفهمن دیر کردم آدرس جایی که هستم رو به جای آدرسی که باید باشم گفتم؟
چندبار بعد از اینکه به دیگران گفتم تو مقصدم و قانع شدن کلا بیخیال رفتن و رسیدن شدم؟
چند بار برای خاطر، خاطر دیگران تو مسیر بودم نه برای خاطر مقصد خودم؟
چند دفعه از این چند دفعه ها خودم هم نفهمیدم که تو مسیرم نه مقصد؟
چند دفعه انقدر گیر رسیدن و اظطراب نرسیدن بودم که بیخیال مسیر، با هر وسیله ای و با هر زمانی فقط خواستم برسم ؟
چند بار وقتی داشتم به یه عده ای میگفتم کجام یه عده دیگه شنیدن و فهمیدن که من اونجا نیستم و ...تازه به روم هم نیاوردن؟
کاش همیشه مقصد هامون رو بلند داد بزنیم و از اینکه کجای مسیریم نترسیم ، برای مقصد بریم و شجاعت این رو داشته باشیم که هر کی سرجاش نبود یا تو مسیر ادعای مقصد میکرد یا توّهم رسیدن داشت بگیم برادر من،
اینجا میدونه! انقلابه! اینجا میدون انقلابه.
داستان عجیبیه داستان مسیر و مقصد و آدرس!
موبایلم زنگ خورد!
میشه یکی بگه من کجام البته لطفا!