S مالکیت بدون مالکیت

توی راه که میرم به سرفصل امروز فکر میکنم و ...

وارد کلاس که میشم یه دو دقیقه ای از شروع کلاس گذشته تقریبا همه آمدن ؛

بااینکه کلا سخت نمیگیرم و اصراری هم ندارم که بلند شن اما همشون بلند میشن،

من: ?Hi,how are you 

اونا با صداهای ناهماهنگِ درهم برهم: ? Hello,I’m fine thank you and you

ای بابا! به خودم لعنت میفرستم که بازم یادم رفته که اینا همین کلیشه ی همیشگی رو میگن و بعدشم حال من رو میپرسن و حالا بیا و درستش کن! منی که به دوستای صمیمیم اونم  با زبان شیرین پارسی  عاجزم که بگم حالم چطوره ؟ حالا چطوری به اینا اونم با زبان الکن والبته دایره وسیع لغات اینا بگم چطورم ؟

هیچی دیگه چنان میپیچونم که انگار از ازل برای این سوال درزبان انگلیسی جوابی وجود نداشته،

لیست کلاس و CDو کتابایی که دستمه رو میذارم رو میز و میرم سراغ کامپیوتر؛

من: OK,pleas be quiet , Open your book & look at page 34

. Why are you talking?!!!!Open your book, listen & attention

CD رو میذارم و سرم رو بلند میکنم تا مطمئن بشم که همه حواسشون هست ؟

بعد از CD خودم شروع میکنم به خوندن متن درس، لغتاش زیاده و تلفظ بعضیاش براشون سخته؛

من: I read the words & then repeat after me

و شروع میکنم به خوندن کلمات جدید و مشکل تر !

?Any question

نه بابا خبری نیست ...... تا بالاخره یکی از علما! میپرسه خانم این Sam’s house  که نوشته s جَمعه ؟ آخه اینجا کاربرد نداره؟!!

آخیش!منم با ژستی که  انگار دانای کلّم و این نکته ای بوده که خودم در زبان انگلیسی کشف کردم و اصلا  اگر من نبودم که نوشته های شکسپیر رو ویراستاری کنم مجبور بود نوشته هاش رو توی مجلات زرد انگلستان(که عکس یه بچه آرایش کرده هم  روشه) یا در هفته نامه های بسیجی های لندن به صورت پاورقی چاپ کنه میگم:

.What a good that some one point it

میخواستم الان همین رو توضیح بدم s'رو توضیح میدم و اینکه بعد از اسم میاد و چندتا مثال میزنم :

Sam's book

Sara's bike

-خب حالا شما چندتا مثال بزنید،(با خودم شرط میبندم و منتظر میمونم)

 اولی میگه: Father's car

به خودم افتخار میکنم بابت پیش بینیم بعدی میگه:

- Father's house

خدا رو شکر!هنوز هیچی توی این دنیا تغییر نکرده!بازم شرط رو از خودم بردم

- Father's bag

میگم ای بابا شما همین 3_2 تا مثال رو بلدین یعنی هیچکس دیگه ای  تو این دنیا هیچی نداره؟! بالا خره یکی خلاقیت به خرج میده و میگه:

- sister's doll

- brother's boll

بعد علیرضا که همیشه بالاخره یه تیکه ای پیدا میکنه میگه: khodam's  bike

اما نخیر هیچ خبری نیست، همه مثالا تو همین مایه هاست و نهایتا یه اسمی جابه جا میشه،میگم واقعا چیزی به ذهنتون نمیرسه مثلا اینجا هیچکس مامانش رانندگی نمیکنه ؟! اصلا چند نفر اینجا 2 تا ماشین دارن؟ به لطف "بازار 100% رقابتیه! انحصاریه تمام دولتیه خصوصیه خودرو سازهای یکه تاز بازارهای جهانیه داخلی!" یه چند نفری دستشون رو بلند میکنن، میگم خب میتونید بگید mathor's car ؛ شهاب میگه نه خانم اونم بابامون براش خریده!!! میگم خب mother's house همه میخندن انگار چیز عجیبی گفتم ،میگن نــــه خانم!!! یکی که خیلی  دیگه به قضیه نگاه حقوقی داره میگه :خانم خونه ما 3 دُنگش به اسم مامانمونه اونوقت سه دنگش رو چطوری باید بگیم ؟ با تعجب و یکم دلخوری میخندم و میگم هیچی شما آپاستروفش رو نصفه بذار(همه کلاس میخندن) بعدم یه سخنرانی تو این مایه ها میکنم که در یک خانواده همه مالکیت ها مشترکه! چه فرقی داره؟! این نگاه ماست که به نظرمون چون خیلیا پدراشون بیرون کار میکنند همه چی مال پدرهاست و تازه خیلی ها مادراشون هم کارمندن ، سارا میگه آره خانم مامان ما معلمه (تازه خبر دارم که مامان یکیشون  حسابرس یه شرکت درست حسابیه و درآمد خوبی هم داره)  همه دارن به مالکیت ها فکر میکنن  که یکی با جدیّت میگه: یخچال مامانم،اون یکی میگه: آشپزخونه مامانم! محمد که تپل و بامزه است و از همه هم کوچیکتره میگه "خانم رنده مامانم چی میشه؟!" کلاس میره رو هوا، البته یه تکلیف درست و حسابی هم برای جلسه بعدشون میدم .

تجربه های قبلیم نشون داده ومطمئنم که از راه رسیده نرسیده همه رو برای خانواده هاشون تعریف میکنند ؛البته  این رو از نگاهِ پدر مادرهایی که جلسۀ بعد من رو میبینن هم میشه فهمید! یکی از پدرا جلسه بعد با خنده میاد احوالپرسی میکنه و بعد از تشکرو یک مقدمه که بچه اش خیلی به زبان علاقه مند شده و خیلی شما رو دوست داره و... (همه تعریفارم با من بودا) !میگه شهاب از درس جلسه قبل تعریف کرد، بعد با لبخند ادامه میده احتمالا شما عضو کمپینگ هم باشین! منم چون باباش به احتمال قریب به یقین بالای 18 ساله وشامل کنوانسیون حقوق کودک نمیشه ! یک چیزای فشرده و شمرده ای بهش میگم.

یکی از مامانا هم بدون مقدمه چینی تشکر میکنه  و میگه خوبه که این ساختارها توی ذهن بچه ها بشکنه!

جلسه بعدم یکی از پسرا با لحن خاص رو به تیکه! میگه خانم (حتما لازم به توضیح نیست که منظورش دقیقا منم)عَمومون گفت خانومتون زبان خونده یا حقوق !!!؟؟؟ منم کاملا جدی و به اون راه زده جواب میدم: هیچکدوم عزیزم من رشته ام چیز دیگه ایه.

   .Both promoting a thought and making it unpopular are difficult

 

آدم نه هندوانه

اولش که پست قبل رو گذاشتم فکر نمیکردم که لازم باشه قسمت نظراتش فعال باشه.اما بعد نظرم عوض شد،

عده ای از دوستان نظرشون رو نسبت به آقای نوری زاد و همه آدمهایی از این دست بیان کرده بودند و البته دو نفر ناشناخته هم اصلا به نظرم حرفاشون قابل تایید نبود(گلاب به روتون)

در جواب به دوستی که نتونسته بود نامه رو تا آخر بخونه یا اون یکی که به نظرش این آدمها استحاله شده اند و تا حالا از این حرفا نمیزدند و حالا تغییر عقیده دادند و شدیدا دارن اینطرفی میتازند.

به نظرم(مُردم از بس همینجووور صاحب نظرم) واقعا اینطوری نیست و اتفاقا عملکرد آدمها جایی با ارزش میشه یا اصلا ارزش پیدا میکنه که دائم در حال تغییر و پیدا کردن حقیقت باشه.

آدمها هندوانه یا یک محصول کشاورزی نیستند که دقیقا در نقطه ای که رسیده شدن اونم در یک فرآیند مشخص بگیم خب دیگه رسیده شده و از اینجا به بعد تغییری نمیکنه.هر آدمی هر جایی که هست حتی اگر به زعم ما جای درستی هم نباشه و تفکر درستی هم نداشته باشه به صرف آدم بودن و در نتیجه تغییر پذیر بودن و قرار داشتن در مسیر تکامل باید به عنوان یک بالقوه، از همه خوبی ها و نیکی ها دیده بشه که از هر صبحی که بلند میشه ممکنه اون تغییر شروع بشه!!!

آدمهایی مثل "نوری زاد" با ارزش و قابل احترامند چرا که این شجاعت رو داشت که به محض اینکه فهمید راهی که میرفته اشتباه بوده،بلند اعلام کنه و در موضع قبلی نَمونه و حتی جون خودش و خانوادش رو به خطر بندازه اونم برای حفظ حقیقتی که بهش رسیده.

بعید میدونم تحت هر شرایطی مثلا امام محمد غزالی که به یکباره حقیقت رو در خطر دید و منبر چند ساله و مدرسه رو رها کرد و رفت، استحاله شده بود یا نون رو به نرخ روز میخورد! که نونش به تعبیری بریده شد.یا وقتی که "حُر" به سپاه امام حسین پیوست برای چاپلوسی یا پست وزارت بوده باشه.

نونی که نوری زاد قیمتش رو به روز کرد،به قیمت توهین شنیدن،تحقیرشدن،بازداشت شدن،کتک خوردن و از دست دادن جایگاه تثبیت شدش بوده.

هر انسانی از این جهت قابل احترامه که هر لحظه ایش، با لحظه ای دیگه متفاوته.

فکر میکنید خدا میخواسته از فرشته ها زهره چشم بگیره یا چون ولایت مطلق بوده بهشون گفته بر آدم سجده کنند؟!

فرشته به آدم سجده کرد چون سجده مجرد بر ماده بود.

سجده مجرّد تحویل ناپذیر، بر ماده تحویل پذیر؛تحول یکی،بعد از تحویل دیگری والبته که این تحول امری ذاتی است نه عَرَضی.

توضیح نوشت:من به هیچ عنوان قصد مقایسه "نوری زاد" با "غزالی" و.. رو ندارم.