ــ چند سال پیش که نمیدونم دقیقا کِی بود ولی احتمالا 4سال پیش، قرار بود تحقیقی تو مایه های ارزیابی از سطح آگاهی از ایدز و... رو انجام بدیم که چون احتمالا کارهای مهمتری داشتیم (الان یادم نیست ولی حتما همینطور بوده) اون کار هیچوقت انجام نشد اما یکبار قرار شد به یه موسسه ای که در رابطه با ایدز فعالیت میکردن برم. آدرس رو از دوستی که اونجا کار میکرد گرفتم و میدونستم که چندتا از کارمندهای اونجا هم HIV مثبتند.رسیدم دم در،مونده بودم کدوم زنگ رو باید بزنم ، که یه خانم پیر و مهربونی با یه کیسه زباله آمد دم در و گفت:عزیزم با فلان جا کار داری؟گفتم: بله ،گفت:بیا تو من همونجا کار میکنم.یه آپارتمان با چندتا اطاق تمیز و مرتب.اون دوست هم آمد و کمی توضیح داد و من هم همه  تلاشم رو میکردم که به غیر از قسمت ing خود فعل ها رو هم بگیرم که چیه؟!خلاصه، داشتیم صحبت میکردیم که اون خانم مهربون آمد و پرسید: چایی میخورین؟ گفتم نه(واقعا میل نداشتم).بعد رفتیم که با یه نفر دیگه که خودش هم گفته بود HIVمثبته راجع به پرسشنامه ها و ... صحبت کنیم که دوباره همون خانم مهربون آمد توی اطاق و گفت:چایی میخورید!؟!؟! من با لبخند گفتم: نه(کمتر از 10 دقیقه قبلش پرسیده بود) اما اون دو نفر دیگه چای میخوردن،رفت 3تا جایی تمیز توی فنجونای خیلی خوشگل آورد و از اون سر میز خم شد و بهم نگاه کرد و چایی رو گذاشت جلوم... دلم میخواست بهش بگم مادر جون من 2هفته است چشام باباغوری شده از بس که راجع به ایدز مطلب خوندم و انقدر میفهمم که از چایی خوردن و دست دادن و... منتقل نمیشه، اما به جای این،قبل از اینکه فنجونای قبلی رو از روی میز جمع کنه و بره با علاقه چایی رو کشیدم جلوم و تشکر کردم، یعنی اینکه تا تهش میخورم......

ــ ترم پیش کلاسی داشتم که 7-8 تاشون دبیرستانی بودند،2تاشون کارمند و 2تا خونه دار و 7-8 تای بقیه هم یا دانشجو یا تو همین سن و سالا.یه روز یکیشون پرسید:خانم این چیه به مانتوتون چسبوندین؟و اشاره کرد به تیکه بافته شدۀ صنایع دستی، که به مانتوم بود،کلا همشون ساکت شدن ،فکر کنم از اول ترم تو دلشون مونده بود که بپرسن این چیه؟! منم با خونسردی گفتم:خب کی میدونه این چیه؟به جان خودم هیچکس هیچی نگفت! بعد یکی از بچه ها که ردیف جلو نشسته بود یهو ذوق کرد و گفت: ایدز...ایدز...شما ایدز دارین!!!؟؟؟ یهو کلاس ساکت شد و منتظر عکس العمل من،که چند نفر انگار تازه یادشون آمده باشه گفتند اِ اِ اِ اِ راست میگه!!!(منظورشون علامت ایدز بودا)من با خنده و تعجب گفتم :آره این مربوط به ایدزه ٬ رمان قرمزی که اینطوری تا شده باشه یعنی: نشان بین المللی آگاهی رسانی و حمایت از بیماران مبتلا به ایدز و هر کسی این رو داره به این معنی نیست که مبتلا به این بیماری باشه.یکی از آخر کلاس گفت آخیش نیکاجون(اکثرا اونایی که بزرگترن خانم و از این حرفا نمیگن البته بیشتر دور از چشم مدیر آموزشگاه)خیالمون راحت شد(احتمالا از اینکه مطمئن شد من مبتلا نیستم و به این زودیا از دست نمیرم)

بعد یکی گفت چه باحال!چندتاشون هم گفتن خانم اینو از کجا آوردین و...چند نفری هم مصرانه میخواستن که یکی داشته باشن. منم خوشحال جلسه بعد چندتا بروشوریم که تو خونه داشتم براشون بردم..

ــ امروز،دیگه چون روز جهانی ایدز بود اون علامت رو هم یادم نرفت و زده بودم به سینم.سوار BRT که شدم یه خانمی نشسته بود روبه روم و هی نگاه نگاه میکرد بالاخره گفت:ببخشید این روی مانتوتون بوده یا خودتون بهش زدین؟! شاخام دراومد!!! این یعنی این که اصلا نمیدونست چیه؟اتوبوس به مدد آلودگی هوا خلوت بود منم یه طوری که ترجیحا چند نفر دیگه هم بشنون گفتم:این علامت ایدز و.......... آهی کشید و گفت:ای بابا هرکسی یه دردی داره!!! کم مونده بود از تعجب پس بیفتم،گفتم خانم من ایدز ندارم! گفتم که این برای ......

 ــ برگشتنی با دوستی بودم، تا یه جایی پیاه آمدیم گفت: بیا با BRT بریم.منتظر اتوبوس بودیم،قبل از ما چندتا دختر جوون که معلوم بود دانشجواند هم توی صف ایستاده بودن.دوستم گفت: به نظرت اینا میدونند این چیه؟ من با اطمینان گفتم نــــه!دوستم که خانم محترمیه و سنی ازش گذشته مودبانه پرسید: شما میدونید این چیه؟دخترا با دقت نگاه کردن و گفتند: نــــه!نمیدونستم از درست بودن جوابم خوشحال بشم یا ناراحت.دوستم هم شروع کرد با حوصله توضیح دادن.سوار اتوبوس که شدیم دیگه نمیشد ببینیمشون دوستم داشت پیاده میشد که گفت:نیکا جان اینا بدجوری مشتاقن که بقیش رو هم بشنون .....یه نیم ساعت بعد بهش زنگ زدم که خیالتون راحت 4تا ایستگاه دورتر از اونجایی که باید پیاده میشدم پیاده شدم و براشون توضیح دادم  و یکی از اون بروشورا رو هم بهشون دادم.

........................................................................

خیلی از مردم فکر میکنند که ایدز مال آفریقاست و ته تهش توی آسیا،مال تایلنده! و انقدر توی ایران کمه که فاصلش تا اونا خیلی زیاده و اصلا ربطی بهشون نداره.بعد وزیر بهداشت میگه: "آتشفشان ایدز تا 5سال آینده در راهه".(اون موقعی که 2نفر از آنفولانزا کشته شده بودند یه روز اخبار نشونشون داد که میفرمودند همه چی تحت کنترله!و هیچ اتفاقی نیفتاده)حالا که میگه آتشفشان! احتمالا منفجر بشیم.

بعد از اولین کودک مبتلا به هموفیلی که از خون آلوده،ایدز گرفت؛ طبق آمار رسمی 21هزار نفر(که احتمالا رسمی و غیر رسمیش خیلی متفاوته) مبتلا به ایدز هستند که با توجه به تغییر ابتلا از تزریق به رابطه جنسی،احتمال افزایشش خیلی زیاده. این در حالیه که توی 54 تا از کشورهای آفریقایی روند ابتلا به ایدز کاهش و تقریبا متوقف شده(به نسبت آمار ابتلای قبلی)،و مثلا در نیجریه کمتر از 25درصد از افراد در طول سال با بیش از یک نفر رابطه دارند و سطح آموزش،اطلاع و آگاهی مردم رشد چشمگیری داشته و در عوض ما کشوری داریم که ابتلا به ایدز به قول وزیر اعظمش خطرناکه و مثلا یه رئیس جمهور داریم، که اونم منتظر یه فرصته تا به جهان اثبات کنه ما درمان و واکسن و ... ایدز رو کشف کردیم.