واعظ ما بوی حق نشنید، بشنو کاین سخن          در حضورش نیز می گویم نه غیبت می کنم

چون صبا افتان و خیزان می روم تا کوی دوست       وز رفیقان ره استمداد همت می کنم

به مشایخ و مراجع کرام درود می گویم و از آنان اذن ورود می طلبم.

سالروز قیامت صغرای خلق و نهضت کبرای سبز نزدیکتر می شود و انتظار مردم از روحانیان راستین بیشتر. زندانیان این جنبش و شهیدان این شورش پیامی برای شهسواران عرصه دین و دانش دارند:

 می دانیم که شما اقطاب و ارکان دین خود از مظلومان مظالم جمهوری اسلامی هستید و از اینکه معاصی و مفاسد این حکومت جائر نام نیک شما و دامان پاک شریعت را آلوده کرده ظاهری دژم و باطنی نژند دارید و سینه پر آتش خود را به آب صبوری ساکن می کنید و "زبان بریده به کنجی نشسته" زیر لب لاحول می گویید و ربٌ یسٌر میخوانید و از نگاه ها و پرسشهای سرزنش آلود مریدان و محارم می گریزید که چرا وعده عسل دادید و اکنون سرکه می فروشید و چون به خلوت می روید با خدا شکوه می کنید که خدایا مرجعیت و قطبیت دادی. صد شکر. اما چرا در این عصر و در این احوال؟ که نه مجال انتقاد هست  نه نشاط اجتهاد.